على بن محمد ناصر خان ظهير الدوله
25
سفرنامه ظهير الدوله ( همراه مظفر الدين شاه به فرنگستان ) ( فارسى )
آقاسىباشىگرى را نيز انجام مىداده و پيداست كه براى تصدى اين سمت برازندهترين رجال دربار ناصرى بوده است و در عينحال در فنون جنگ مردى بااطلاع و در فن اداره اجتماع نيز مردى وارد و آگاه و مدبّر بوده است . پس از فوت او سمت ايشيكآقاسىباشى به پسرش ميرزا عليخان تفويض شده است . در كتاب المآثر و الآثار باب چهارم « در ذكر صدور عظام و رجال دولت سعادت فرجام . . . » درباره افراد مسئول « ادارهء ايشيكخانهء مباركه و شغل ايشيكآقاسىگرى » مىنويسد : « موسى خان قاجار - امير اصلان خان - مجد الدوله دو نوبت - حاج محمد ناصر خان قاجار ظهير الدوله دو نوبت - محمد رحيم خان علاء الدوله در فرنگستان موقتا - عليخان قاجار ظهير الدوله » « 37 » ميرزا عليخان ظهير الدوله حق اين است كه رسالهاى يا كتابى مجزى و مستقل در شرح حال وى تأليف شود . يكى از راههائيكه پدران ما براى تربيت نسل جوان برمىگزيدند نگاشتن شرح حال نامدارانى است كه به مقامات بزرگ رسيدهاند و در مقامات بزرگ مسئوليتهائى سترگ برعهده داشتهاند اما خوشنام زيستهاند ، خوشنام مردهاند و خوشنام ماندهاند ، و هروقت نام آنان به ميان مىآيد توأم با تكريم و تبجيل است و بدون ترديد ميرزا عليخان ظهير الدوله يكى از آنهاست كه سالها در محيطى آلوده به فساد زيسته و دامن آلوده نكرده است و بنابراين بايد كنجكاوى كرد كه چگونه و با چه تدابيرى در مقامات بلند مانند حكومت مازندران و همدان و گيلان و كرمانشاه در سمت دامادى يك پادشاه مستبد مقتدر و مهيب مانند جويبارى زلال راه زندگى را چنان پيموده كه غبارى از او بر دامن كسى ننشسته است و البته چنين تحقيقى به سادگى انجامپذير نيست و سالها و لااقل ماهها مطالعه و كنجكاوى لازم است . براى مثال در اوج انقلاب مشروطيت در روزهائى كه تودهء مردم عليه استبداد و درباريان مستبد قيام كرده بودند وقتى به حكومت گيلان منصوب شد روزنامهنگار وارسته و پاك و بىغرض و بىطمع تاريخ ايران ( و شايد تاريخ جهان ) سيد اشرف الدين گيلانى كه نه به دنبال مال بود و نه به دنبال مقام ، و نه به دنبال نام در روزنامهء معروف خود نسيم شمال چنين نوشت : « از قرار مذكور بطور محقق ( آقاى ظهير الدوله ) كه ساليان دراز قبل از مشروطه قبل « * »
--> ( 37 ) - المآثر و الآثار چاپ سنگى 1306 ص 21 ستون 2 . ( * ) - كلمهء « قبل » زايد به نظر مىرسد .